*  
هرگز نگو هرگز چون محدودیت ها هم مثل ترس فقط یک توهم هستند
چیزی را که ذهن قبول کرده، بدن بدستش می‌آورد!
به شروع مسابقه فکر نکن، به پایان آن فکر کن
موفقیت در کنار ماست ، کافیه خوب ببینیمش .
 *

معرفی کتاب حکایت دولت و فرزانگی

کتاب حکایت دولت و فرزانگی اثر مارک فیشر در زمینه‌ی روان‌شناسی نوشته شده و یکی از مشهورترین کتاب‌های موجود هست .

موضوع کتاب حکایت دولت و زندگی‌نامه‌ی جوانی تیزهوش است که قصد منتشر کردن کتاب‌های خود و کسب درآمد از این راه را دارد اما با مشکلات زیادی در تحقق این هدف رو به رو می‌شود.

در قسمتی از کتاب حکایت دولت و فرزانگی می‌خوانیم:

مانند این همه مردم نباش که پیش از آن‌که بیازمایند دست می‌کشند و باز مانند کسانی هم نباش که دست به عمل می‌زنند اما قبلا متقاعد شده‌اند که موفق نخواهند شد. اندیشه‌ها و کردارهایت را هماهنگ کن. بزرگ‌‌ترین دارایی ما آزادی است و دولت می‌تواند به تو آزادی عطا کند. برایت نیکو خواهد بود که‌ این آزادی را بشناسی با آن خواهی دید که بسیاری از توهمات ناپدید می‌شوند و در آخر جوان نامه‌ای از دولتمند دریافت می‌کند که در آن همه کتاب‌هایش را به او بخشیده تا از آن‌ها بهره‌ور شود و تاکید کرد که به تله اعتماد به هر آن‌چه کتاب‌ها می‌گویند نیفت. آن زمان است که جوان با خبر می‌شود که پیرمرد مرده است او با خود عهد کرد که تمام تعالیم دولتمند آنی را به بهترین شکل به همه برساند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code